close
تبلیغات در اینترنت
سوگنامه علی اکبر/ کاش شخصی برساند به ابالفضل خبر را/سخت است ببیند پدری کشته پسر را
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 64
کل نظرات : 537

بازديد امروز : 42 نفر
بارديد ديروز : 1 نفر
بازديد هفته : 73 نفر
بازديد ماه : 252 نفر
بازديد سال : 656 نفر
بازديد کلي : 11,136 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجي
نام کاربری



لينک دوستان
آخرین مطالب ارسال شده
پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ

 

سخت است ببیند پدری کشته پسر را
اینگونه کند خم پسری پشت پدر را

 

سخت است که بی یار بماند دم پیری
آن ریش سفیدی که ز کف داده ثمر را

 

بر نیزه غربت زده تکیه، پسرش رفت
این مرد حسین است که انداخت سپر را

 

دنبال علی رفت محاسن به کفش بود
حس کرد به برگ گل خود سوز خطر را

 

گم کرد رکاب این پدر پیر و جوانش
با رفتن خود برد ز او نور بصر را

 

ای کاش بگوید سخنی با پدر خویش
شاید که بگیرد کمی از سوز جگر را

 

وای از دل ارباب که جان داد همین دید
سر نیزه بیرون زده از پشت کمر را

 

پهلوی شکسته شده اش کرد تداعی
یاد لگد و مادر و سنگینی در را

 

ای وای پدر مرد کنار پسرش، کاش
شخصی برساند به ابالفضل خبر را

 

در هلهله ی چشم سفیدان نظر تنگ
سخت است ببیند پدری کشته پسر را

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 14

برچسب ها : سخت است ببیند پدری کشته پسر را , کاش شخصی برساند به ابالفضل خبر را ,
بازديد : 33
[ دو شنبه 27 / 07 / 1394 ] [ 15:9 ] [ صحرا ]
آخرين مطالب ارسالي
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط حمید در تاريخ 1394/8/10 و 9:38 دقيقه ارسال شده است

سلام-گل-یادفقرا-----------می بینم که قرمزی؟!انشاالله که خوب باشی.
پاسخ : ممنون استاد بله پرسپولیسو دوست دارم چون نامش نام باستانی شهر کشورمه مثل اسم خودم یغما که اسم باستانی شهر پریوشان حوری مثال بوده

اين نظر توسط afshin در تاريخ 1394/8/5 و 14:45 دقيقه ارسال شده است

به دشت کربلا، جمعی پریشان ماند و من ماندم
فراز نیزه‌ها، آوای قرآن ماند و من ماندم

من غارت‌زده خسته، ز هر سو راه من بسته
ز یاران خیمه‌ها خالی، بیابان ماند و من ماندم

به گوش من طنین‌افکن، صدای اکبر و قاسم
که دائم اشک‌ریزانم، به دامان ماند و من ماندم

دلم خون شد خداوندا، از این اشک عزاداران
به دنبال پدر یک طفل گریان ماند و من ماندم

به خاک و خون دو بازوی بلند و پرچم و مَشکی
میان شعله‌ها یک فوج عطشان ماند و من ماندم

ز تیری بسته شد راه گلوی تشنه‌لب اصغر
رباب از این جفای خصم، حیران ماند و من ماندم

ز طوفان بلا گل‌های سرخ من همه پرپر
از این طوفان مرا یک سرو عریان ماند و من ماندم

به‌هم پیوست جوشان چشمه‌‌های خون و دریا شد
از این طوفان هایل موج و طوفان ماند و من ماندم

نمانده طاقتم دیگر که بینم قتلگاهش را
برفت و این دل بی‌تاب و سوزان ماند و من ماندم

\"حسان\" گویی که این مصرع زبان حال زینب بود
تهی شد باغم از گل، عطر جانان ماند و من ماندم

اين نظر توسط کیارش در تاريخ 1394/7/30 و 14:44 دقيقه ارسال شده است

خم شده پشت ما بیا پایین
با توام..نه .. شما! بیا پایین

ای مهندس, جناب! دکترجان!
اخوی! حاج آقا! بیا پایین

از برای خدا از آن بالا
پسر کدخدا! بیا پایین

پیش از آنکه هوا برت دارد
یک هویی, بی هوا بیا پایین

ای که یک چند پیش از این بودی
کاسب خرده پا بیا پایین

هر که آمد عمارتی نو ساخت
زد به نام شما بیا پایین

قسط من می دهم تو می گیری
وام از بانکها؟! بیا پایین

روی امواج قدرت و ثروت
می روی تا کجا؟ بیا پایین

این همه پشتک آن همه وارو!
اندکی هم حیا بیا پایین

می شود بوی این دو رنگیها
عاقبت بر ملا بیا پایین

روز محشر نمی شود پیدا
پارتی، آشنا بیا پایین

صد کیلومتر رفته ای بالا
قدر یک توکّه پا بیا پایین

پول را می شود همین جا خورد
هی نبر کانادا بیا پایین

من نمی گویم از بلندی قاف
یا ز هیمالیا بیا پایین,

اختلاست اگر تمام شده
لطفا از کول ما بیا پایین!

درود بانو
پاسخ : زیبا بود استاد ممنون

اين نظر توسط شایان در تاريخ 1394/7/29 و 21:29 دقيقه ارسال شده است

متاسفم که ، آنچه هستم را
مدیون انسان های خوب زندگیم نیستم
بلکه بدهکار انسان نماهائی هستم که
«چگونه نبودن» را به من آموختند
پاسخ : واقعا زیبا بود مرسی

اين نظر توسط nasrin در تاريخ 1394/7/29 و 12:36 دقيقه ارسال شده است


از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

محمد رسول زاده

شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک

اين نظر توسط nasrin در تاريخ 1394/7/29 و 12:35 دقيقه ارسال شده است

سلام بر صحرای عزیز شکلک
عزاداری هاتون مقبول درگاه حق ان شا ا...شکلک

بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد
همین که پیکرت افتاد خواهرت افتاد

تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی
هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد

همینکه از طرف جمعیت دو تا چکمه
رسید اول گودال،مادرت افتاد

تورا به خاطر درهم چه درهمت کردند
چنانکه شرح تن توبه آخرت افتاد

ولی به جان خودت خواهرت مقصر نیست
درآن شلوغی اگر بارها سرت افتاد

خبر رسید که انگشتر تورا بردند
میان راه،النگوی دخترت افتاد

کنارخیمه رسیده است لشگرکوفه
و خواهر توبه یاد برادرت افتاد

علی اکبر لطیفیان

شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : غزل میگفت سقا دست هایش

زمین افتاد یکتا دست هایش

چگونه نشکند پشت برادر؟؟

که تن یک جا و یک جا دست هایش


ممنون از حضور زیبایت دوست خوبم

اين نظر توسط دلسوختگان در تاريخ 1394/7/29 و 11:08 دقيقه ارسال شده است

- شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.
- شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.
- شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند.
- شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.
- شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند.
- شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد.
- شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.
- شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن.
- شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو توی کاخها می سازن.
- شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.
- شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه پس میرویم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و ........ را آباد میکنیم..
- شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی.
- شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی.
- شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.
- شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ....
- شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه.
- شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن..
- شهر هرت جایی است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده...
- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.
- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.
- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.
شهر هرت جایی است كه ...........

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست !!!!!!!!
پاسخ : ممنون بسیار زیبا و قابل تامل بود

اين نظر توسط دلسوختگان در تاريخ 1394/7/28 و 10:21 دقيقه ارسال شده است

خاک شد هرکه بر این خاک زیست ...
خاک چه داند که در این خاک کیست ...
سرانجام که باید در خاک رفت ...
خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت .....
پاسخ : ممنون دوست عزیز زیباست

اين نظر توسط تنها در تاريخ 1394/7/27 و 21:08 دقيقه ارسال شده است

مسلم ام نایب پور زهرا
گشته آواره ی کوی و صحرا
کوفه گشته دگر قتلگاهم
بشنو یا سیدی سوز و آهم

یا حسین یاحسین یا حسین جان
پاسخ : ممنون از حضور قشنگت التماس دعا مهربون

اين نظر توسط صحرا در تاريخ 1394/7/27 و 15:14 دقيقه ارسال شده است

به یاد تمام پدران و مادران شهدای عزیز کشورمون


پیچید دربین عبایش جسم اکبر را
\"یا ایها المزّمّل\" ی عین پیمبر را
صورت به صورت آیه هایش را تلاوت کرد
از بای بسم الله تا لبخند آخر را
دارد تمنا می کند از چشم خونینش
یک پلک، یک گوشه و یا یک ناز دیگر را
شان نزول لحظه ی \"امن یجیب\" این جاست
اینجا که می بوسد لبش، لب های مضطر را
مانده است برگرداند از میدان شهیدش را
یا نه! بگیرد زیر بازوهای خواهر را
زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است
در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است



یک جرعه بفهمید تب دریا را
بی قامت او قیامت دنیا را
خنجر نزنید بر تن اکبر آه...
مجنون نکنید بیش از این لیلا را


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

سلام خوش اومدین این سایت حاوی شعرها و طنز ودلنوشته ها و مناجات با خداو سخنهای حکیمانه میباشد کپی برداری از مطالب و عکسها با ذکر منبع بلا مانع است امیدوارم از سایتم خوشتون بیاد در ضمن ممنون میشم نظراتتون رو در مورد پستهام بدونم از همتون ممنونم.
موضوعات
دلنوشته های عاشقانه
حکیمانه
مناسبتی
جست و جو