close
تبلیغات در اینترنت
شعر/دلنوشته/فصل عاشقی/پاییز غم
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 64
کل نظرات : 537

بازديد امروز : 69 نفر
بارديد ديروز : 1 نفر
بازديد هفته : 70 نفر
بازديد ماه : 204 نفر
بازديد سال : 1,450 نفر
بازديد کلي : 12,184 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجي
نام کاربری



لينک دوستان
آخرین مطالب ارسال شده
پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ

 

 


 
  پاییز از مهر آغاز نمیشود ،پاییز از بی مهری ها شروع می شود    
 

 

 

پنجره ات را باز كن:
جیره ى شهریورت دارد به اتمام مى رسَد،
هوا دلش هواىِ عاشقى كردن مى خواهد،
هوا دلش قدم زدن روى برگ ها را مى خواهد،
از قدم زدن كنار ساحل خسته شده است،،
بگذار باد پاییزى بر طره ى موهایت بوزد،
اجازه ده كه بارانِ پاییز وجودت را خیس كند،
نترس، چتر لازم نیست: اعتماد كن،
خودت را به باران بسپار ،
دستانت را باز كن،
سرت را رو به آسمان نگاه دار،
بگذار قطرات باران خیسىِ چشمانت را بشوید،
نفس بكش،در میان پاییز نفس بكش،
بس است گرما،بس است بى بارانى و بى بادى،
كه گفته است پاییز غم گین است؟
وقتى كه صداى برگ هایش ،در زیر پاى توست؟
وقتى كه وزش بادش لاى موهاى توست؟
وقتى كه تلفیق رنگ هایش،به هارمونىِ گونه هایت نزدیك
است...
پاییز خوب است،،
پاییز عاشق است،،
عاشقى كن،پنجره ات را به رویش باز كن،

 


"هوا هم هوایى شده است،دلش عاشقى مى خواهد"!!!

 

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 14

برچسب ها : پاییز امسال،فصل عاشقی،نوبت خزان ,
بازديد : 73
[ 22 / 06 / 1394 ] [ 1:12 ] [ صحرا ]
آخرين مطالب ارسالي
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط afshin_alfa در تاريخ 1394/7/15 و 15:01 دقيقه ارسال شده است

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من ...
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

اين نظر توسط رهگذر در تاريخ 1394/6/30 و 3:41 دقيقه ارسال شده است

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق انسان بودن ماست

اين نظر توسط یاشاسین اذری اوشاخلاری در تاريخ 1394/6/30 و 3:30 دقيقه ارسال شده است

مردبودن یه جنسیت نیست
مردبودن یه هویته
زیادن دخترایی ک فارغ از وهله جنسیت
به معنای واقعی کلمه مردن
پاسخ : آفرین با این حرفت کاملا موافقم

اين نظر توسط سعید در تاريخ 1394/6/30 و 2:49 دقيقه ارسال شده است

بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم

کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد...

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــی

آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتگـی ام بـگـشایـد

هـیـــــچ نـگـویـد

هـیـــــچ نـپـرسـد...

فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد

بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم...

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد....

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی ـگـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی ـشـود..

اين نظر توسط مریم صالحی مانا در تاريخ 1394/6/29 و 15:25 دقيقه ارسال شده است

سلام صحرا جان
ممنونم به خاطر شعر زیبا و حضور پر از مهرت

موفق باشی عزیزم
پاسخ : سلاااااااااام مانا ی خوبم ممنون از حضور قشنگت خوشحالم کردی مهربون

اين نظر توسط حمید در تاريخ 1394/6/28 و 16:55 دقيقه ارسال شده است

ای شیخ بگو شمش طلا را چه کسی خورد ؟
از سفره ی مردان وطن نان چه کسی برد ؟
ای شیخ بگو مشکل ما پوشش زن بود ؟
خیلی لذت بردم-آفرین-هزاران آفرین-شعر-زیباتروپرمحتواترازاین پیدانمی شه-یعنی سروده نشده........بازم مرسی

اين نظر توسط شاهرخ در تاريخ 1394/6/26 و 14:20 دقيقه ارسال شده است

شبی به چشم سیاهت می بنوشم


می چشمان تو را با خوشه انگور بنوشم





از آن خوشه ی انگور و غنچه ی لبانت


تا ابد مست تو گردم چون بنوشم





شاهرخ









اين نظر توسط شاهرخ در تاريخ 1394/6/26 و 13:45 دقيقه ارسال شده است

مستِ آن آغوش زیبای توأم من
چشم تر دارم و حیران توأم من
ای مادّه غزال چشم آهویی من
بیا در آغوشم ، که ویران توأم من

شاهرخ


پاسخ : ممنون از شعرهای زیباتون استاد مثل همیشه قشنگن

اين نظر توسط شاهرخ در تاريخ 1394/6/26 و 13:41 دقيقه ارسال شده است

خوشا آندم که یارم تو باشی
ساقی میکده و ساغرم تو باشی
در این آشفته بازار عاشقی
انیس و مونس و غمخوارم تو باشی
خوشا روزی که آیم من بسویت
هزاران درد بی درمانم تو باشی
در این میکده و ساغر پرستان
ساقی مستم تو باشی
خوشا در حال مستی و باده گساری
حریف باده پیمایم تو باشی
گر تیشه چو فرهاد زنم بر بیستون
خوشا شیرینِ فرهادم تو باشی
بیا ساقی ،‌ بزن چنگی ، بکن رقصی
خوشا روزی بهشت آرزوهایم تو باشی
شاهرخ








اين نظر توسط حبیب غریبی در تاريخ 1394/6/25 و 12:55 دقيقه ارسال شده است

در کناره دریا ایستاده ام
گاه شمار لحظات موجهای ن طرف جزیره را میبینم
و گاه ابری سوی چشمانم سوزش روزگارم را به درد میاورد

سلام
سلام سلام دوست عزیزم ابجی خوب مهربونم ابجی صحرای عزیز
اول اینکه تشکر میکنم بابت این که سر زدید به وبم خیلی خیلی ممنونم از شما که این همه لطف دارید . اشعار شما رو خودم در قاالبهای غزل سپید و متم ادبی سروده شده است . در مورد عضویت همین طور که میبنید من اسم فامیل و همین طور عکس شاعر رو میزاریم البته خیلی چیزهای دیگه خب قوانین انجمن هستش که میشه گفت تبصره های درش وجود داره برای کسانی که نمیتون توی انجمن شرکت کنن منظورم این هستش که سخت گیری نمیکنم واسه عضویت شما کافیه فقط یه اسم و فامیل رو به ما بدید جزو انجمن میشد و اشعار شما در وب انجمن با اسم خودتون منتشر پیدا میکنه البته خب کسانی هستن که خب شعر رو کاملا درست نمیدونن ما میام دروس ابتدای شعر رو یادشون میدم و سعی میکنم کمک کنم به طرف تا خوب شعر رو درک کنه و همین طور بنده شماره ای گذاشتم برای این منظور البته اینهای که گفتم دل به خواهی هستش و هیچ گونه سخت گیری نسبت به انجام خیلی کارها رو نمدیدم برای عضویت فقط برای اینکه ارزهای اخلاقی و همین طور ارزشهای شخصی حذف بشه به عهده خود عضویت میزاریم یعنی میگم که اگر مایل باشید ما عکس شما رو میزاریم که همینطور دوستاینی میبیند که عکس خودشون رو گذاشتیم و یا حتی اسم مستعار و یا غیره هم قبول میکنم تا به قولی ارزشهای شخصی حفط بشه این شماره هم شماره بنده هستش در مورد دروس ابتدای شعر و غیره اگر جای به قولی گیر کردید و نمیدونستید هم میتونید تماس بگیرید و همین طور خوشحال میشم . قوانین اصلی این انجمن به صورت زیر هستش :

1 . اسم و فامیل .... ضرورزی میباشد

2 . عکس ......دل به خواهی هستش

3 . سن ....... ضروری میابشد

4 . همکاری دو طرفه باشه . ( یعنی نه اینکه ما فقط بیام شعر شما رو بزاریم و بعد برید شما هم باید در پستهای که میزاریم نظر خواهی و همین طور نقد بشه در مورد پستها )

همین چیز خاصی نیست که نگران باشید . خوشحال میشم که شما هم بیاد و جزو انجمن باشید منتظر جواب شما هستم

ارادتمند شما حبیب غریبی تخلص مهدی
مدیر و سردیبر انجمن ادبی طلوع
پاسخ : سلام دوست خوبم ممنون اما من شاعر نیستم ولی عاشق شعرم وبا خوندن شعراتون به سایت شما کشیده شدم افتخار میکنم عضو گروهتون باشم اگه یه فرد معمولی رو قبول کنید شرایطتون هم قبوله اگر شما مشکلی نداشته باشین


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

سلام خوش اومدین این سایت حاوی شعرها و طنز ودلنوشته ها و مناجات با خداو سخنهای حکیمانه میباشد کپی برداری از مطالب و عکسها با ذکر منبع بلا مانع است امیدوارم از سایتم خوشتون بیاد در ضمن ممنون میشم نظراتتون رو در مورد پستهام بدونم از همتون ممنونم.
موضوعات
دلنوشته های عاشقانه
حکیمانه
مناسبتی
جست و جو