close
تبلیغات در اینترنت
باران ببار در قلب من
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 64
کل نظرات : 537

بازديد امروز : 57 نفر
بارديد ديروز : 2 نفر
بازديد هفته : 87 نفر
بازديد ماه : 128 نفر
بازديد سال : 937 نفر
بازديد کلي : 11,417 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجي
نام کاربری



لينک دوستان
آخرین مطالب ارسال شده
پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ

 

 

 

 

دلتنگ  باران گشته ام  

ازمال واز جان خسته ام  

دلواپسیت تقدیر من

خستست این تصویر من 

 

جان بهاران یارمن  

کی می رسی بر دادمن؟ 

دل مات گشته از غمت 

دل سوخت کو  آن مرهمت؟ 

 

دام دلم لبریز شد 

پای جنونم لیز شد 

افتاده ام دستم بگیر 

جامانده ام در زمحریر 

 

دلدار وقتی چون تویی 

دلدادگی آرد جنون 

در بازی دلبستگی 

برگ برنده قلب خون 

 

باران ببار بر قلب من 

در قاب تصویرم بمان  

امشب برای اشک ها  

همراه این لیلی  بخوان




 

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 4 نفر مجموع امتياز : 8

برچسب ها : باران ببار در قلب من ،در قاب تصویرم بمان ,
بازديد : 80
[ جمعه 20 / 06 / 1394 ] [ 3:55 ] [ صحرا ]
آخرين مطالب ارسالي
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط afshin در تاريخ 1394/7/15 و 15:17 دقيقه ارسال شده است

غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا ، باران ببار
سینه ام آشوب و دل خونابه است
غصه می سوزد مرا ، باران ببار

اين نظر توسط یغما در تاريخ 1394/6/30 و 4:14 دقيقه ارسال شده است

صحرا
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۰:۴۹

راه تو مرا از ره بیگانه جدا کرد
یاد تو مرا از غم بیهوده رها کرد
عشق تو مرا شاعر انگشت نما کرد
گفتم به همه خلق که این طرفه خدا کرد
بی لطف توشامی نرود از سحر من ...


صحرا
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۰:۵۵
نگاه تــــــو..
مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند..
چه معجــــــــونی می شود..
زندگــــــی..
با لمس دستانِ تـــــــو..
با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو


صحرا
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۲:۴
اگر بگویم ، با خیالت تا کجاها رفتـه ام
مردمان این زمانه سنگسارم می کنند



صحرا
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۲:۱۰
عمری ست تا از جان و دل ، ای جان و دل می خوانمت
تو نیز خواهان منی ، می دانمت ، می دانمت
گفتی اگر دانی مرا آیی و بستانی مرا
ای هیچکاه ناکجا ! گو کی ، کجا بستانمت
آواز خاموشی ، از آن در پرده ی گوشی نهان
بی منت گوش و دهان در جان جان می خوانمت
منشین خموش ای جانخوش این سکنا ها را بکش
گر تن به آتش می دهی چون شعله می رقصانمت
ای خنده ی نیلوفری در گریه ام می آوری
بر گریه می خندی و من در گریه می خندانمت
ای زاده ی پندار من پوشیده از دیدار من
چو کودک ناداشته گهواره می جنبانمت
ای من تو بی من کیستی چون سایه بی من نیستی
همراه من می ایستی همپای خود می رانمت



صحرا
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۲:۱۲
قفسم را مشکن
تو مکن ازادم
گر رهایم سازی
به خدا خواهم مرد
من به زنجیر تو عادت دارم
بار ها در پی این فکرکه در قلب توئم
باتو احساس سعادت کردم
با تو من خوشبختم
**م ه د ی **
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۳:۳
مچکر مرسی ب سلامت موفق باشید

روزتونم مبارک

یا علی




رهگذر
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۹:۱
گاهی بایک قطره، لیوانی لبریز میشود...
گاهی با یک کلام، قلبی آسوده وآرام میگیرد...
گاهی با یک کلمه، یک انسان نابود میشود...
گاهی با یک بی مهری، دلی میشکند...
مراقب بعضی یکی ها باشیم...!
در حالی ک ناچیزند، همه چیزند...
...........................
آپم خوشحالم میشم بیای






سامان
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۹:۲۱
سلام



هر صبح و شام بهر خدا گریه می کنی۱
با یاد سید الشهدا گریه می کنی

داغ حسین در همه دلها نهفته است
با روضه های کرب و بلا گریه میکنی

اکبر به خُلق و خَلق شبیه پیمبر است
بر این شبیه بدر الدجی گریه می کنی۲

قاسم امانت حسن و یادگار او۳
بر این




سامان
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۹:۲۲
اشک هایی را که می روید ببین
ذکرهایی را که می گوید ببین
سعی او را که میان کشته ها
بی سری، را سخت می جوید ببین

***

خون سرخ تو جهانی را گرفت
زینب تو خطبه می خواند ببین
تا قیامت ای حسین فاطمه
خط سرخت سبز می ماند ببین

***

قطره قطره خون سرخ حنجرت
در رگ ما گرم می جوشد ببین
آرزوی این دل است کز دست تو
از عسل شیرین تری نوشد ببین

***

با غمت عقد اخوت خوانده ایم
هرچه غیر توست، از دل رانده ایم
روی دلهامان نوشت عباس تو
تا شهادت، با ولایت مانده ایم





عاطفه
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۳
عبور تنها مسافت یک فاصله نیست

می توانی روی یک نیمکت نشسته باشی

اما رفته باشی.




عاطفه
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵
نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد، که چشمهایتان ندیده

نگذارید زبانتان چیزی را بگوید

که قلبتان باور نکرده

صادقانه زندگی کنید.




عاطفه
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۶
من تمام نشانه های حیات را دارم
اما قلبم…
مثل حوض کوچکی که ماهی اش را
گربه برده است…
ایستاده…
سارا دلنوشته های من
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۷
زیارت نامه می خوانم مثل روزهای آفتابی، وقتی دلت هوس بابونه می کند و سکنجبین! چشمه های دلم مثل سیر و سرکه می جوشد. نکند صدای من به تو نرسد! نکند حسرت ندیدنت کهکشان کهکشان تو را دور کند از من! پرت می شوم از خودم جای دوری نمی رود. اما حواسم نیست انگار هزار پاره شده ام به کوه می رسم ، به باد! صدایت در گوشم می پیچد گویی...




*
عاطفه
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۸
همیشــــه دلتنگی

به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست

گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ

که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ




پرنسس ❤ کـــــــاخ احساساتـــ ❤
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۶
مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي....
آقای امیر و فاطمه بانو
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۹
سلام آپم بهم سربزن





آقای امیر و فاطمه بانو
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۷
اندیشیدن به تو زیباست
و امید بخش
چون گوش سپردن به زیباترین صدا در دنیا
زمانی که زیباترین ترانه ها را می‌خواند
اما امید برایم بس نیست
دیگر نمی‌خواهم گوش دهم
می خواهم خود نغمه سر دهم …
آقای امیر و فاطمه بانو





دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۷
دلــ ــم،
یک بـ ـغـ ــل شعــ ــر می خواهد
یک مشت آغــ ــوش آبـ ـی آستانت..
بـ ــ ــاران بـ ـبـ ــارد،
لبـخنــ ـد بــزنــ ـی..
نــ ــفــــ ــس بکشم
زیــر چــتــ ـر تــــ ــو!!…




آقای امیر و فاطمه بانو
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۷
پیچک نگاهم
دزدانه تا پشت پنجره‌ی
اتاق تو بالا آمده
به کجا خیره شده‌ای!
باران که بگیرد
تمام پنجره پر از پیچک خواهد بود




گیتی رسائی
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۲
سلام صحرا جان . امیدوارم که حالت خوب خوب باشد عزیزم

صبح ات بخیر شاعر لبخند های شهر
آیینه های شعر تو در جای جای شهر


با دستهای آبی تان سبز میشود
گل واژه های زرد غزل در صدای شهر


رنگین کمان هر غزلت وصل می کند
دل را به پشت پنجره انتهای شهر


شب ها کسی که از دلتان رد نمیشود
حک می شود به دفترتان ، ردپای شهر


گاهی برای شعر شما آه می کشد
مردی غریب و گمشده در ماجرای شهر


یک کوله بار بسته و یک انتظار سرد
در ازدحام مردم بی اعتنای شهر


بغضی به روی شیشه و یک کوپه بی کسی
دستی بدون بدرقه آشنای شهر


دیوارهای ساکت شهر و ... صدای سوت...
صبح ات بخیر شاعر لبخند های شــــهر...




گیتی رسائی
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۳
تو یک حقیقت دوری که دوستت دارم

دچار وهم حضوری که دوستت دارم



چه بوی ادکلنی!! رد شدی نفهمیدی

پرم ز عطر عبوری که دوستت دارم


همیشه دلخوری از من اگرچه میخندی
چه شاهزاد صبوری!! که دوستت دارم



ز عمق و ریشه ی یک ارتباط معمولی

رسیده ام به شعوری که دوستت دارم


قبول کن که اگر عاشقت شوم مَردم

رها شدم ز غروری......که دوستت دارم



اگر به دست خودم بود میتوانستم

بیان کنم که چجوری...که دوستت دارم


و قصد میکنم این بار هم نفهمی چون

تو یک حقیقت دوری که دوستت دارم





یغما
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۰
دلــ ــم،
یک بـ ـغـ ــل شعــ ــر می خواهد
یک مشت آغــ ــوش آبـ ـی آستانت..
بـ ــ ــاران بـ ـبـ ــارد،
لبـخنــ ـد بــزنــ ـی..
نــ ــفــــ ــس بکشم
زیــر چــتــ ـر تــــ ــو!!…
رفیق
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۱
سلام عزیز عمو . قربون مخت , امیدوارم همیشه خوش ثمر و پر ثمر باشه برات گلم .
ممنون عمو جان .متشکرم . خیلی زحمت کشیدی . مرسی
..موفقیت , سلامتی,کامیابی , بهروزی و خوشبختی شما آرزوی قلبی من
... ..... ماشاءالله .. چشم نخوری ان شا ءالله .

پاسخ:
عمو من که گفتم یه پدیده نادرم باورت شد وممنون از لطفی که بهم دارید






رفیق
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۲
سلام .. ممنون بخاطر زحماتت ..

صبح شما بخیر ,

امیدوارم همواره سلامت و تندرست باشی
از شعرها و مطالب زیبات ممنونم .

پاسخ:
خواهش میکنم عموی خوبم امیدوارم تونسته باشید مطالبتونو از آرشیو بیرون بکشید





کیانام همتی
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۱۴
همه شهر بدانند قسم بر سرتان
دست بردار شما نیست دل نوکرتان
پدرت پاسخ من را چه بگوید وقتی
که بگویم شده ام شیفته دخترتان
گفت استاد کلاس ادبیات که کیست
آنکه نامش همه جا حاشیه دفترتان...
من شما را به خدا از ته دل میخواهم
جان دهم پای شما تا بشود باورتان
کوی معشوقه ما جای نظر بازی نیست
بنویسم به خط خوش بزنم بر درتان
مادرم قصه شیدایی ما میداند
به صلاح است خبردار شود مادرتان
هدیه ای را که خریدم به خدا قابل نیست
گفته بودم برساند به شما خواهرمان
رنگ فیروزه بگیرد همه زندگییم
لحظه ای باشم اگر با دل و جان محضرتان
محشری کرده بپا خنده زیبای شما
از من خسته نگیرید دمی محشرتان
قول دادید که دیگر به سفر تن ندهید
چه غمی داد به من این سفر آخرتان
کافر عشق نباشید خدا میداند
تا نفس میکشم هرگز نشوم کافرتان

تقدیم با عشق




پاسخ:
ای که از کوچه ی معشوق دلت میگذری بر حذر باش که سر میشکند دیوارش

فکر نمیکنی این لقمه یه زره به دهنت زیادیه؟

دیگه مجبور شدم جوابتو اینطوری بدم جناب مهندس شرمنده برادرررررررررررررر کیانام

تو این مدت هرچی نوشتی کاری نکردم فکر کنم خودت بهتر میدونی که چجوری راحت پیدات کردم لطفا دیگه تمومش کنید چون من وقتمو صرف آدمهای علاف نمیکنم.




محب
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۴۸
سلام صحرا خانوم . حالتون چطوره ؟ ان شاءالله که سلامت و سرحال هستید
کارهاتون عالیه . استفاده کردم به همراه این آهنگ آشنا , هر چند توام با یه ذره غم
هست ولی نشاط و ذوق شما فراتر از اینها رو نشون میده . امیدوارم موفق و موید باشید.
با خدا شاد و پیروز باشید .دست حق بهمراهت ..

پاسخ:
ممنونم دوست خوبم من آهنگهای غمگینو بیشتر میپسندم برعکس روحیه شادم ممنون که بهم سر زدید یا حق.




saeed
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۲۶
وبت خ عالیه...آفرین....





سارا دلنوشته های من
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۴۶
با رویای سقفی برای همه به باغهای کودکی ام سر می خورم.
به کوچه باغ و دیوار گلی که با همه ی کوتاهی مرا از آن همه لبخند جدا کرده.
سالهای گرم برفی زود آب شد.
پدربزرگ از خاطرات کودکی می گفت و ما حسرت می خوردیم.
ما از آن سالهای شیرین می گوییم و کودکانمان حسرت می خورند.
وقتی بچه بودم مادرم بوی بهار نارنج می داد و چقدر چشمهایش زیبا بود.
آن روزها یک دنیا فامیل داشتیم و حال در دهکده ام کسی مرا نمی شناسد!
کاش هرگز بزرگ نمی شدم یا دست‌کم آدمها بزرگ نمی شدند.
وقتی بچه بودم کسی به جهنم نمی رفت.
مادران همه ی آدمها را به بهشت راه می دادند.
آنوقتها با اینکه کوچک بودم در خیابان گم نمی شدم
اما حالا گاهی وقتها خودم را هم گم می کنم.
در زمانه ای که آتش را نماد کفر می دانند به پروانه شدن می اندیشم.
شاید پریدن دریچه ای باشد به لبخندی قدیمی.
*****************
سلام ؛ممنونم صحرا جان؛باعث افتخارمه،شما هم با افتخار لینک شدی




alone girl
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۳۶
سلام دوست عزیزم وب خیلی قشنگی داری
خوشحال میشم به منم سر بزنی ...





شاهرخ
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۹
سلام صحرای عزیز ...روز زیبای شما بخیر و شادی ...

ممنونم از حضور گرم و نظر بسیار خوب شما ..

وب شما نیز بسیار زیبا و پر محتواست و با اجازه تون وب زیبا و پرمحتوای شما را لینک کردم

همواره موفق و پیروز و کامروا باشید




شاهرخ
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۳۴
دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشيده


صد ماه رو ز رشکش جيب قصب دريده


از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی


چون قطره‌های شبنم بر برگ گل چکيده


لفظی فصيح شيرين قدی بلند چابک


رويی لطيف زيبا چشمی خوش کشيده


ياقوت جان فزايش از آب لطف زاده


شمشاد خوش خرامش در ناز پروريده


آن لعل دلکشش بين وان خنده دل آشوب


وان رفتن خوشش بين وان گام آرميده


آن آهوی سيه چشم از دام ما برون شد


ياران چه چاره سازم با اين دل رميده


زنهار تا توانی اهل نظر ميازار


دنيا وفا ندارد ای نور هر دو ديده


تا کی کشم عتيبت از چشم دلفريبت


روزی کرشمه‌ای کن ای يار برگزيده


گر خاطر شريفت رنجيده شد ز حافظ


بازآ که توبه کرديم از گفته و شنيده


بس شکر بازگويم در بندگی خواجه


گر اوفتد به دستم آن ميوه رسيده



حافظ




شاهرخ
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۳۷
دل به نادانی بدادم در کف عیّاره ای

دلگشایی جانفزایی غم بری غمخواره ای

گلرخی شکر لبی سنگین دلی سیمین بری

سرو قدی لاله خدّی مشتری رخساره ای

دلفریبی جانستانی کجسری عشوه گری

بیوفایی پر جفایی کین کشی خونخوارهای

شوخ چشمی سرکشی و ناوک اندازی بتی

دلپذیری زیرکی مستکبری هشیاره ای

خوشنوایی خوش لقایی خوش وصالی همچو ماه

ماهرویی مهوشی مه چهره ای مه پاره ای

تیزفهمی دور بینی دلبری رامشگری

راست طبعی غمگساری مونسی دلداده ای

ای نظامی گلرخی را هان چرا گفتی چنین

چون نداری یادگار از روی او نظاره ای

نظامی گنجوی






شاهرخ
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۴۱
گاهی زود می‌رسم


مثل وقتی که بدنیا آمدم


گاهی اما خیلی دیر


مثل حالا که عاشق تو شدم در این سن و سال


من همیشه برای شادی‌ها دیر می‌رسم


و همیشه برای بیچارگی‌ها زود


و آن‌وقت یا همه‌چیز به پایان رسیده است


و یا هیچ‌چیزی هنوز شروع نشده است


من در گامی از زندگی هستم


که بسیار زود است برای مردن


و بسیار دیر است برای عاشق‌شدن


من باز هم دیر کرده‌ام


مرا ببخش محبوب من


من بر لبه عشق هستم

اما مرگ به من نزدیک‌تر است ..



{ عزیز نسین }





اهو
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۴
تمام خستگی هایم در گوشه ی اتاق پیچیده

هوای دلم ابری و خسته تر از همیشه

صدای رعد و برق می اید

باران نزدیک است

یک بغض ک همهمه می کند در زیر گلویم

و چشمانی ک همچون اسمانی پر از ابرسیاه بارانی ست

من اکنون در زیر این بارانم

صدای شُر شُرش موسیقی ست ک پیچیده در فضای اتاقم

به به چ لذتی دارد این باران پر شکوه

چ جلوه ای دارد این صورت خیس

یادم می ماند دعا کنم برای همه ی خلقت

اخر دعا در زیر باران اجابت است





...

(اهو)
اهو
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۶
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.......

امیدوارم خوب خوب باشیییییییی.........همیشههههههه اجییییییی.....

پاسخ:
سلام آجی الان سایت بابا علی بودم براش شعر ترکی گذاشتم





علی..........ali
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۴۶
سلام صحراجان شب بخیر صحرای من
ساغ اول صحرا یاساشین
صحرای خوب بابا همیشه زنده باشین





علی..........ali
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۵۹
چوخ گوزلدی صحرا جان
قیز ای تو ناز ناز بابا
ای صحرا جان ای صحرا جان
ساغ اول ساغ اول صحرا جان
راحت جان صحرا جان
صحرا جان خیلی خیلی خوشحالم کردی بیش از انکه فکرشو بکنی

پاسخ:
بابا علی خواهش میکنم قابل شما رو نداشت زنده باشی





علی..........ali
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۱۵
ساغ اول بابا علی یاشییاسان بابام الله سنی ساخلاسین


ترجمه: مرسی بابا علی زنده باشی بابای خوبم خدا تو رو نگه داره



صحرا جان سنه قربان نور من ای قیز بابا همچو ماهی بخدا
یاساشین صحرای من
صحرایی من چوخ سودوم







پرنس ...کاخ احساسات
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۵:۱۱
Likkkkkkkkkke





ساحل
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۶:۱۹
یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
همره دوست دلم باد به هر جا که رود
همت اهل کرم بدرقه جان و تنش
گر به سر منزل سلمی رسی ای باد صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز منش






مجتبی
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۸:۵۵
بگذارسرنوشت هر راهی را که میخواهد برود
راه ما جداست
ابرها هم هرچه میخواهند ببارند
چتر ما خداست





اهو
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۴
منم ترکی موخوام یاد بگیرم..

پاسخ:
قربونت بشم خودم یادت میدم مگه من مردم


حسودیت شد بابا از شعرای ترکی من خوشش اومد مگه نه




شاهرخ
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۷
سلام صحرای عزیز ... ممنونم از لطفتون ...آدرس وب قبلیم آدرس همین وبم است ...

عذر میخوام که به زحمت می افتید ...

ممنون و متشکرم از شما




پاسخ:
هرچه از دوست رسد نیکوست خواهش میکنم زحمتی نیست








عاطفه
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۳
آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکـــــــرارهای ناپایان !
دلم گرفته از این همه کینه …. این همه دروغ !
از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته …….
دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگــــــــ است !
دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی
سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم !






دلسوختگان
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۱۳
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم
که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش ،
اما حرفش هیچ‌وقت از یادم نمی رود، می گفت :
زندگی مثل یک کلاف کامواست ،
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم ،
گره می خورد، می پیچد به هم، گره گره می شود ،
بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی ،
زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می شود، کورتر می شود ،
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید ،
یک گره ی ظریف کوچک زد، بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد ،
محو کرد، یک جوری که معلوم نشود ،
یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند ،
همان کینه های چند ساله، باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید ،
زندگی به بندی بند است به نام \"حرمت \"
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است ...

\" زنده یاد مرحومه سیمین بهبهانی \"







nafas
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۴۸
خدايا...

خواستم بگويم تنهايم ،

اما نگاه خندانت مرا شرمگين کرد ؛

چه کسي بهتر از تو ...؟
نوشته های خیس
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۱
خواب زندگی
در درخششی ابدی ..
صدای دریا از خواب بیدارمان کرد
با سر و رویی پوشیده از خزه
پشت میز صبحانه نشستیم و
فقط آه کشیدیم
برای یک بار هم که شده
نشد
خواب‌های خوب را تا آخر ببینیم !


رسول یونان....







نوشته های خیس
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۸
با کسی درد و دل کن که دو چیز داشته باشد :
یکی درد
و دیگری دل....





نوشته های خیس
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۸
اگر یاد کسی هستیم این هنر اوست ، نه هنر ما …!
چقدر زیباست کسی را دوست بداریم
نه برای نیاز …
نه از روی اجبار …
و نه از روی تنهایی …
فقط برای اینکه ارزشش را دارد....







گیتی رسائی
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۱۴
سلام صحرا جان ممنونم که به دیدنم آمدی

تا در سکوتم گفته باشم ماجرایم را

عمری نوشتم روی کاغذها صدایم را



مثل رسولی خسته می مانم که یارانم

هرگز نفهمیدند صدق ادعایم را



یک روز شاعر می شوم با اینکه یک عمر است

نشنیده می گیرید از من شعرهایم را



بعد از من ای آنها که می نوشید سهمم را

خالی نگه دارید در میخانه جایم را



این شعرها گاهی مرا بد جور می خوانند

چونانکه من وقت پریشانی خدایم را



ای شعر دیگر داشتم می رفتم از شهرت

کاش این دم آخر نمی کردی هوایم را

اين نظر توسط یغما در تاريخ 1394/6/30 و 3:24 دقيقه ارسال شده است

یه تنها . یه عاشق
یه فانوس شکسته
یه مرداب تو پاییز
یه صحرا خاک خسته
نمیخوام بمونم
برام دنیا سیاهه
حظورم غریبه
غرورم بی پناهه
شب عشق . شب درد
شب تنهایی و درد
شب بغض . شب کوچ
شب سربی . شب سرد
شب خاموش بی روزن
شب مرگ هم آوایی
شب سنگی . شب سربی
شب آوار تنهایی
شبی که لحظه های بی تو بودن
نفسگیره . سیاهه . بی عبوره
هنوزم بغض بارونی چشمات
میتونه واسه دلتنگیم بباره
تو این پاییز سنگی . دست سردت
رو زخم بی کسیم مرهم بذاره

اين نظر توسط در تاريخ 1394/6/30 و 3:14 دقيقه ارسال شده است

آهنگ وب منم مازیار فلاحیه.آهنگ وبت قشنگه شکلک
پاسخ : من آهنگای مازیار فلاحی رو خیلی دوست دارم مرسی

اين نظر توسط عاطفه در تاريخ 1394/6/30 و 3:09 دقيقه ارسال شده است

به خاطر دوست داشتن خجالت نکش...

اونی باید خجالت بکشه

که میدونه دوسش داری

اما دوست داشتن بلد نیست.
پاسخ : ممنون دوست خوبم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

سلام خوش اومدین این سایت حاوی شعرها و طنز ودلنوشته ها و مناجات با خداو سخنهای حکیمانه میباشد کپی برداری از مطالب و عکسها با ذکر منبع بلا مانع است امیدوارم از سایتم خوشتون بیاد در ضمن ممنون میشم نظراتتون رو در مورد پستهام بدونم از همتون ممنونم.
موضوعات
دلنوشته های عاشقانه
حکیمانه
مناسبتی
جست و جو